می خوام یه ذره علمی به قضیه تفاوت عشق، دوست داشتن و میل جنسی نگاه کنم:
پاسخ روانشناسان اجتماعی به این سئوال اساسی که چرا با دیگران ارتباط برقرار می کنیم؟ این است:
1- تامین نیاز به وابستگی، امنیت و راحتی
2- تامین نیاز به یکپارچگی اجتماعی: پذیرش علایق و نگرش های ما در جمع
3- احساس لیاقت و ارزشمندی
4- تامین نیاز به کمک و حمایت
5- هدایت شدن در چارچوب خاص
6- احساس مهم و لازم بودن
رابین( (197۳ یکی از اولین پژوهشگران مصمم برای مطالعه روابط عاشقانه معتقد است که بین دوستی و عشق تفاوت کیفی وجود دارد. اشتغال ذهنی برای دیگری، دلبستگی و نیاز به انحصاری بودن رابطه از ویژگی های عشق است. درحالیکه آگاهی به تشابهات با دیگری و ارزش قائل شدن برای او جزء عوامل تشکیل دهنده دوستی است.
الن برشید و الن والستر( (1973 دو نوع عشق معرفی می کنند:
- عشق عاطفی که بر اعتماد طرفین استوار است و طرفین یکدیگر را هم از لحاظ عاطفی و هم از لحاظ تبادل خدمات و اطلاعات حمایت می کنند. اینان به هم احترام می گذارند و از هم تعریف می کنند. این عشق بتدریج گسترش می یابد.
- عشق هوسی که یک حالت برانگیختگی شدید است متشکل از شور و شوق و اضطراب و وسواس. فرد در این حالت طرف مقابلش را آرمانی می یابد و تنها به خاطر او کار می کند. این عشق با نظریه هیجان تبیین می شود:
شاختر می گوید که هیجان دو مرحله دارد:
1- انسان بطور کامل برانگیخته می شود.
2- فرد برانگیخته شده در محیط خود به دنبال علت یا علت های برانگیختگی می گردد.
علائم برانگیختگی فیزیولوژیک: افزایش سرعت ضربان قلب، عرق کردن، تنفس بریده بریده و ....
یک تحلیل دیگر از عشق این است که طبق نظریه اشتربرگ( (1986عشق سه عنصر اصلی دارد:
- صمیمیت: حالت عاطفی: هیجان، احساس نزدیکی
- هوس: حالت عاطفی: انگیزش، احساس جذابیت جسمی
- تعهد: حالت عاطفی: شناخت، احساس وفاداری
به نظر او، هر رابطه عاشقانه، همه عناصر تشکیل دهنده را با سطوح مختلف دخالت می دهد. وی سپس بر این اساس، 8 نوع رابطه عاشقانه تشخیص می دهد که در جدول زیر آمده است:
|
|
نوع عشق |
صمیمیت |
هوس |
تعهد |
|
1. |
همدلی |
+ |
- |
- |
|
2. |
هیجانی (جنسی) |
- |
+ |
- |
|
3. |
خالی |
- |
- |
+ |
|
4. |
رمانتیک |
+ |
+ |
- |
|
5. |
عاطفی |
+ |
- |
+ |
|
6. |
ساده لوحانه |
- |
+ |
+ |
|
7. |
کامل |
+ |
+ |
+ |
|
8. |
نبود عشق |
- |
- |
- |
حالا می خوام در یک عملیات انتحاری یه خودگشودگی جانانه بکنم.
می خوام بدونم عشق من و وحید از چه نوعیه! راستش فهمیدنش راحت نیست اما می تونم با صادقانه پاسخ گفتن به سئوالاتی از قبیل اینکه چرا از اینکه وحید به من زنگ می زنه خوشحال می شم؟ تا حدی به نوع رابطه مون پی ببرم. پس بی مهابا خودم رو تجزیه و تحلیل می کنم:
1- شادی اینکه کسی به یاد من بوده
2- کسی مرا دوست دارد
3- کسی برای من ارزش قائل است
4- کسی مرا تحمل می کند
5- کسی مرا همانطور که هستم می پذیرد
6- اینکه می توانم حرفهایم را به کسی بگویم و سبک شوم
7- می توانم از او مشورت بگیرم و نظرش را راجع به تصمیماتم بدانم
8- می توانم خودم را دوباره بخوانم و بشناسم
9- شنیدن یک صدای مردانه و کلفت
10- لذت از لحن حرف زدن وحید
11- توجه او به من، حرفهایم و زندگی ام
12- اینکه گاهی حرف های محبت آمیز می زند
13- بالا رفتن احساس رضایت از خود در من
14- کاهش احساس تنهایی
15- لذت انتظار کشیدن و رسیدن
16- احساس علاقه به وحید
17- شنیدن خنده های آزاد و معصومانه او
18- خندیدن به اصطلاحات و ادبیات و شیطنت های او
19- لذت آشنا شدن با یک انسان دیگر
20- تلاش برای به خاطر آوردن وقایع روزمره خودم و او
21- نوعی آرامش جنسی و جسمی
اگه دقت کنید با چند درصد خطا می شه گفت که این عشق از چه نوعیه:
حدود 70 درصد صمیمیت، 15 درصد هوس و 15 درصد تعهد تو این رابطه هست.
پس رابطه من و وحید بیشتر از نوع اوله. یعنی همدلی.
خب نظرتون چیه؟
واقعا انگار سبک شدم....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: بدار (لوک)، ژوزه دزیل، لوک لامارش (۱۳۸۱)
روان شناسی اجتماعی، ترجمه حمزه گنجی، نشر ساوالان، چاپ دوم